سوال: با سلام خدمت مشاور محترم من دختر 21ساله رشته علوم آزمایشگاهی در تبریز(شهرخودمون) هستم ومدتی هست که احساس دلتنگی بی حوصلگی تنهایی شدیدی دارم که امکان ازدواجم ندارم چون خواهربزرگتردارم ونمیخوام زودترازایشون ازدواج کنم
یعنی انقد حالو روزم خرابه که با همه دعوا میکنم با هیشکی حرف نمیزنم شدیدا احساس تنهایی میکنم واین موضوع باعث شد من افت تحصیلی کنم ..یعنی کتابو میگیرم دستم حس خفگی بهم دست میده گریم میگیره...نمیدونم اندازه تنهاییمو درک میکنین یا نه !
از اونجایی که ظاهر وباطن خوبی دارم پیشنهاد زیادیم دازم اما از این دوستیهای مسخره هم خوشم نمیاد وبه همشون جواب رد میدم اما نیاز شدیدی به یک همدم یا یک ازدواج هم از نظرجنسی هم روحی دارم که زندگیمومختل کرده یعنی درافسردگی کامل به سرمیبرم و هیچوقت از ته دل نمیخندم تفریحمم زیاده اما تو تفریحم اخمام تو همه هرروز ک بیدارمیشم میگم امروز دیگه روز شادی برا خودم میسازم اما نه بدون همدم نمیتونم...
اخیرا رفتم پیش یه آینه بین گفتن 17ماه دیگه ازدواج میکنم یعنی من تا اون موقع همینطور تنها میمونم یا خدا دارم دق میکنم فقط هیشکی نمیتونه تنهاییمو درمان کنه
درضمن من قبلا دوس پسرداشتم که وقتی با هاش بودم همیشه شادابو سرزنداه و امیدوار بودم اوضاعه درسیمم خوب بود اما تنهایی نمیتونم
اگه یه راه حل خوب واسم درمیون بزارید ممنون میشم
پاسخ مشاوره
برچسب:
نویسنده: میلاد
تاريخ: چهارشنبه
6 شهريور
1392 ساعت: 17:48