خرید بک لینک
p>

سید علی آذین

علیرغم پیشرفت هایقابل توجه در جنبه های زیست شناختی و روان شناختی امور جنسی یا مربوط به جنسیت* درانسان طی دهه های اخیر، هنوز در بسیاری از مقالات، کتاب ها و سخنرانی ها، به کلماتیا عبارات تخصصی در کنار مفاهیمی کاملاً نامربوط برخورد می کنیم و طبیعی است نتیجهگیری های انجام شده نیز اغلب نادرست، نامربوط و حتی گمراه کننده خواهند بود. بههمین دلیل سعی می کنم تا به تدریج در مورد برخی مفاهیم در سلامت جنسی به شکلنسبتاً ساده ولی مشروح، توضیحاتی را ارائه نمایم.

در خصوص موضوع مورد بحث، همه چیز از لقاح وتشکیل رویان به دنبال ترکیب اسپرماتوزوئید با تخمک شروع می شود. بجز موارداستثنائی، جنسیت (S.e.x) این موجود از همین حالا تعیین شده است. ترکیب کروموزوم های جنسیبه شکل XX یا XY بهترتیب جنین حاصل را به سمت مونث یا مذکر شدن پیش خواهد برد. این مونث یا مذکر شدندارای چندین جنبه است؛ فنوتیپ یا خصوصیات جسمانی و تکامل روان شناختی آن جنسیت وبلاخره تفاوت های موجود در مغز یک دختر یا پسر (که پژوهش های جدید آن را مستندکرده اند). این فرایندها را هورمون های جنسی راهبری می کنند. هورمون های جنسینهایتاً در رشد و تکامل بدن و مغز و تغییرات غیرقابل برگشت آنها و بلاخره همزمان وبویژه بعد از بلوغ در رفتار فرد، نقشی تعیین کننده بازی می کنند. شاید بهتر باشدموضوع را کمی روشن تر بیان کنیم.

وقتی کروموزوم های جنسی رویان تشکیل شده بهصورت XX است،ساختمان های پیش ساز اندام های جنسی (Müllerian Ducts) به شکل خودکار و بدون مداخله هورمونی به اندام جنسی مونث تمایزخواهند یافت. در رویان پسر، طی هفته های اول و تحت تاثیر ترکیب کروموزومی XY ،گنادهای نامتمایز به سمت تبدیل به بیضه متمایز می شوند و از حدود هفته هشتم، باترشح هورمون آنتی مولرین Müllerian hormone) Anti) از سلول های سرتولی (نوعی از سلول های بافت بیضه) مجاری مولرینبه لحاظ تکاملی پسرفت می کنند. متعاقب آن، سلول های لیدیگ (Leydigcells) در بیضه به تازگی تشکیل شده، شروع به ترشحتستوسترون (Testosterone) می کنند. این هورمون علاوه بر آن که باعث می شود تا مجاری ولف (Wolff ducts) بهساختمان هایی مثل اپی دیدیم (Epididymis)، واز دفران (Vas Deferens) و کیسه های منی (Seminal Vesicles) تمایز یابند، بر مردانه شدن مغز جنین نیز تاثیر می گذارد.**

به این ترتیب وقتی نوزادی متولد می شود، علاوهبر خصوصیات ظاهری، حتی تکامل و شکل گیری خصوصیات مغزی او نیز متناسب با جنسیت اوشروع شده است.

یک شیرخوار یکساله تفاوت بین دختر و پسر رامتوجه می شود. تا سه سالگی باید جنسیت خود را متوجه شده باشد (بخش مهمی از هویتجنسی یا Gender Identity).

از سه تا چهار سالگی تا حدی متوجه است که چهرفتاری پسرانه و چه رفتاری دخترانه محسوب می شود و این موضوع در رفتار آنها و بازیهای کودکانه خودنمایی می کند (نقش جنسی یا Gender role).

از حدود پنج سالگی معمولاً پسرها با یکدیگر(اغلب در گروه های بزرگتر و به شکل رقابتی تر) و دخترها نیز با یکدیگر (در گروههای کوچکتر یا دو نفره) بازی می کنند. در کودکی، دوستی های دختران ناپایدارتر است.

به لحاظ اندام های جنسی باید گفت که ایجادنعوظ در آلت جنین از هفته 26 بارداری قابل تشخیص است. پسران شیرخوار از 6 تا 8ماهگی به شکلی فعال آلت خود را لمس می کنند. بین 15 تا 19 ماهگی هر دو جنس گاهمبادرت به تحریک ریتمیک اندام جنسی خود می کنند. از دو سالگی، کودکان به اندامجنسی خود و جنس مخالف توجه جدی می کنند و نسبت به آن کنجکاوی نشان می دهند. بههمین دلیل از الگوهای رفتاری مثل دکتر بازی استفاده می کنند تا بتوانند پاسخ هایخود را بیابند. برای یک پسر مهم است که بداند اندام دخترانه چگونه است و چرا؟مشابه همین سوال برای دختران هم وجود دارد. به همین دلیل اگر والدین متوجه چنینرفتاری شدند، نباید واکنش های تند نشان دهند یا نسبت به کودکان خود یا دیگران بدگمانشوند. کافی است بر بازی کودکان نظارت داشت و در صورتی که چنین رفتاری مشاهده شد،از آنجایی که ممکن است آنها به یکدیگر آسیبی برسانند، موقعیت را عوض کرد و سر آنهارا به فعالیت دیگری گرم نمود. بسیاری از والدین چنین رفتاری را در مورد کودکان خودگزارش می کنند و با نگرانی از پزشکان طلب راه حل می کنند. از شش سالگی به بعدبیشتر کودکان متوجه می شوند که نباید در مورد بررسی تفاوت ها یا سوالات جنسی خودچندان صریح باشند و همچنین در حضور دیگران نباید اندام جنسی خود را لمس نمایند.اما در همین حال حتی در سنین زیر 12 سالگی نیز درصد قابل توجهی از پسران و دختراناقدام به خودارضایی می کنند و اگر چنین رفتاری توسط والدین کشف شد، بدترین اقدام،واکنش تند و همراه با تهدید خواهد بود؛ یعنی کاری که متاسفانه اغلب پدران و مادرانانجام می دهند! خودارضایی در این سنین اغلب موقتی است و با مدارا، سرگرم نگه داشتنکودک و کاستن از اضطراب احتمالی او فراموش می شود.

با رسیدن به سن بلوغ، هیپوتالاموس (ناحیه ایدر مغز) شروع به ترشح هورمون رها کننده گنادوتروپین (GnRH) می کند و این هورمون نیز با تاثیر بر غده هیپوفیز باعث ترشح هورمونهای FSH و LHمی شود که این دو، ترشح هورمون های استروئیدی را از گنادها رهبری میکنند. به این ترتیب با ترشح استروژن از تخمدان ها، علائمی همچون رشد پستان ها وتغییراتی در ساختار واژن و همچنین با ترشح آندروژن ها از غدد آدرنال (فوق کلیوی)رشد مو در نواحی زهار و زیربغل ظاهر می شود. اگر این تغییرات قبل از 8 سالگی ایجادشود به آن بلوغ زودرس اطلاق می شود.

نکته ای که بد نیست همین جا به آن اشاره شوداین است که ظرفیت فولیکول های تخمدان (آنچه باید بعدها تخمک را برای باروری مهیاسازد) پیش از تولد به حداکثر خود می رسد و بعد از تولد شروع به کاهش می کند. شیبملایم این کاهش باعث می شود تا زنان بین سن 18 تا 31 سالگی، به لحاظ جسمی و همچنینذخیره تخمدانی، بهترین شرایط را برای باروری داشته باشند. این کاهش ظرفیت باروریتخمدان با افزایش سن ادامه می یابد و به ویژه بعد از 35 تا 37 سالگی سرعت بیشتری پیدامی کند. به همین دلیل خانم ها تا حد امکان نباید بارداری را زیاد به تعویقبیاندازند و یا اگر زوجین مشکلاتی را در باردار شدن احساس می کنند باید هرچهسریعتر برای بررسی و درمان اقدام نمایند. حتی وقتی مشکل ناباروری عمدتاً از ناحیهمرد است، تیم درمانی برای درمان مناسب به این ذخیره تخمدانی وابسته است. با گذشتناز سن 40 سالگی اگرچه بطور میانگین هنوز تا 10 سال دوره های قاعدگی برقرار است،ولی احتمال باروری عملاً بسیار پایین آمده است (اگرچه صفر نیست و لازم است دربرقراری رابطه احتیاط لازم صورت پذیرد).

در پسران اولین نشانه فرایند بلوغ افزایشاندازه بیضه ها بین 9 تا 13 سالگی (میانگین 11 سالگی) است و شروع این فرایند قبلاز 9 سالگی بلوغ زودرس تلقی می شود. ترشح تستوسترون از بیضه ها باعث تغییر درساختمان حنجره (و متعاقباً تغییر صدا)، بزرگ شدن آلت و رشد مو در ناحیه زهار، زیربغل و صورت می شود. با عبور از 11 سالگی شواهدی از ساخت اسپرماتوزوئید در بیضهوجود دارد و انتظار می رود تا 17 سالگی مایع منی مشخصات یک فرد بالغ طبیعی راداشته باشد (Normospermia).

در نهایت رشد فیزیکی در دختران تا 17 سالگی ودر پسران تا 19 سالگی به حد نهایی خود می رسد.

همزمان با این تغییرات بیولوژیک در دختران وپسران، تحولات روانی اجتماعی نیز در آنها چشمگیر است. از 10 تا 14 سالگی (ابتداینوجوانی) تغییرات سریع فیزیکی باعث ایجاد احساسات متناقضی در نوجوانان می شود و آنهاگاه به شدت احساس ناامنی می کنند. به علاوه کنجکاوی های جنسی شدت می یابند.

در میانه نوجوانی (15 تا 18 سال) رفتارها کمیمسئولیت پذیرانه تر شده اند، ولی نگرانی های جدیدی هم اضافه می شود. گاه پسران درمورد ابعاد بدن (قد وهیکل) و حتی اندازه آلت، قدرت بدنی، احساسات جنسی و موضوعخودارضایی به شکل جدی دچار مشغله ذهنی می شوند. در دختران نیز موضوع ابعاد بدن وترس از چاقی، آکنه و تغییرات آندروژنیک مثل پرمویی و همچنین جذابیت از دغدغه هایجدی و شایع محسوب می شوند. متاسفانه در جامعه ما چه پسران و چه دختران در این مقطعحساس، پشتیبانی اطلاعاتی و عاطفی مناسبی را از سوی بزرگترها و به ویژه والدیندریافت نمی کنند (حتی در طبقات اقتصادی اجتماعی بالا). عده ای از پدران و مادرانبر این تصور هستند که نوجوانان امروزی خود همه چیز را می دانند و در سوی دیگر طیف،عده ای احساس می کنند که اگر در این خصوص با نوجوانان صحبت کنند به رفتار جنسیآنها مشروعیت داده اند. حقیقت بزرگ این است که اغلب بزرگترها، خود اطلاعات چندانیدر مورد تغییرات جسمی و روانی این دوران ندارند و همین احساس ناامنی را قبلاًتجربه کرده اند.

در اواخر نوجوانی (18 سال به بالا)، توقع میرود که نوجوان تا حد قابل قبولی به بلوغ اجتماعی متناسب با نقش خود (مثلاً بهعنوان یک دانشجو) و مهارت های زندگی دست یافته باشد. این در حالی است که گاهعلیرغم وجود ضریب هوشی قابل قبول و حتی بسیار بالا و همچنین معلومات خام گسترده،تعداد زیادی از نوجوانان کماکان از نظر"هوش هیجانی" یا به تعبیر یکی ازاساتید "خرد" دچار کاستی های جدی هستند. این مسئله بیش از هر چیز بهنظام آموزشی ما در خانه، مدرسه، دانشگاه و بلاخره جامعه برمی گردد.

یکی از مشکلات این دوران که به ویژه در عملکردجنسی فرد نقش تعیین کننده ای دارد آن است که با تغییرات هورمونی بعد از بلوغ، قسمتهای مربوط به تولید هیجان در سیستم مغزی فعال شده اند، در حالی که بخش های مرتبط با”قضاوت“ هنوز به بلوغ کامل نرسیده اند. نوجوانانبیشتر بر محور “ ایگو“ عمل می کنند و بعلاوهبسیاری از اوقات تفکری ”عینی“ دارند (Concrete thinkers). یعنی چندان به حواشی موضوعات و آنچه ممکن است به دنبال اعمالشاناتفاق بیافتد توجه ندارند. در همین حال کم کم شروع به تصمیم گیری در مسائل مهم می کنند.میزان این خطر بالقوه، در جوامع مختلف تابعی است از خصوصیات فرهنگی، اعتقادی،خانوادگی، تاثیر و فشار هم سن وسال ها و شاید از همه مهمتر و در کشور ما مورد غفلتواقع شده تر "آموزش و فراهم آوردن مهارت های زندگی ".

(ادامه دارد)

* هنوز معادل فارسی جامعی برای کلمه

S.e.x.u.a.l.i.t.y سراغ ندارم.

** توضیحات کاملتر در این خصوص را می توانید در پست زیر مطالعه فرمایید:

http://salajen.blogfa.com/post/14

برچسب: نویسنده: میلاد تاريخ: چهارشنبه 6 شهريور 1392 ساعت: 17:48

صفحه بندی