
بین ویرانی و مرگ در انتظارم
تا نسیمی بگیرد
بوی نیرنگ دارد
دستهای مقدس.
هاله هایی که دور سر مومنان می درخشد
نیست جز بازی نور در صبح کاذب
سالها رفت و از لوله های تفنگ خطیبان
غرّشی بر نیامد
بین ویرانی و مرگ
کیستم من؟
پُشتِ در ماندۀ معجزاتی معطّر
برچسب:
نویسنده: میلاد
تاريخ: چهارشنبه
6 شهريور
1392 ساعت: 17:41