خرید بک لینک
سفر میخواهم .. نه برای تفریح ..

میخواهم بروم .. تا هر وقت .. تا هر کجا ..

بروم جایی که شاید کسی ببییند مرا ..

گوشی برای شنیدن داشت باشد ..

دست هایش گرم باشد .. اغوشش بی هوس ..

جایی که خلوت باشد .. همیشه هوا سرد باشد

همیشه باران ببارد .. همیشه پاییز باشد ..

همه مهربان باشند .. همه برای هم ارزش قائل شوند ..

میخواهم به جایی بروم .. که دیگر بغض نکنم ..

دیگر نا ارام نباشم .. میخواهم بروم جایی که ته خط نباشد ..

از این قبر میخواهم بیرون بروم .. بوی گند مردگی ... ازارم میدهد ..

فکر کن .. در قبر باشی .. رویت خاک بریزند .. فراموشت کنند و بروند ..

هر از گاهی برگردند .. گلاب بریزند و یاد اوری کنند که مرده ای ..

میخواهم بروم ..شاید بهشتی که میخواهم را پیدا کنم ...

کسی هست ... دست های مرا بگیرد ؟ این قبر ازارم میدهد ..

+ تمام شده ام .. سیگار .. شراب .. عشق .. باران .. دیگر ارامم نمی کنند ..

+ منظورم رفتن از وب نیست (الان یاسی سکته میکنه D: )

+ هر روز .. بد تر از دیروز ... گـ ...ا ایران :|

+ نگفتمت نرو که رفتنت نتیجتا اشک بود ..

+ تتلیتی .. محشر بود .. حالا متنظر کلافگی هستم (پیشرو)

+ دقت کنین همیشه کمترین کامنت مال پست منه .. البته حق با همه ست .. مزخرفات من خوندن نداره :)

+ سخن کوتاه کردن .. هیچوقت کار من نبوده .. ولی .. مرده ها حس نوشتن ندارند .. و من سالهاست مرده ام ..

+ ببخشید اگر تو وبلاگ های من کامنت میذارید و سر نمیزنم .. خیلی داغونم ..

برچسب: نویسنده: میلاد تاريخ: چهارشنبه 6 شهريور 1392 ساعت: 17:41

صفحه بندی