پس از آن غروب رفتن ، اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر ، تو بیا شروع من باش
شب رو از گریه جدا کن ، چکه کن رو باور من
خط بکش رو جای پای ، گریه های آخر من
اسمت رو ببخش به لب هام ، بی تو خالیه نفس هام
خط بکش رو باور من ، زیر سایبون دست هام
خواب سبز رازقی باش ، عاشق همیشگی باش
خسته ام از تلخیه شب ، تو طلوع زندگیم باش
من پر از حرف سکوتم ، خالی ام رو به سقوطم
بی تو و آبی عشقت ، تشنه ام ، کویر لوتم
نمی خوام آشفته باشم ، آرزوی خفته باشم
تو نذار آخر قصه ، حرفم رو نگفته باشم

ادامه مطلب....div>
برچسب:
نویسنده: میلاد
تاريخ: چهارشنبه
6 شهريور
1392 ساعت: 17:41